تبلیغات
کفسابی به زیر گذر طنز خوش آمدید... bia2tanz6.mihanblog.com ........bia2tanz6، تیتر طنز، مطالب طنز، کاریکاتور، شعر طنز، فیلم کمدی، آهنگ و موزیک ویدیو، ، .................................... bia2tanz6.mihanblog.com....به زیر گذر طنز خوش آمدید زیـــر گـــــــذر طـــنز

زیـــر گـــــــذر طـــنز
لــــــــــبخندانـــــــــــه 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
نمره شما به زیر گذر طنز؟







 طنز؛ «جدید» یا «تازه» و «نوین»؟

 

حسن غلامعلی‌فرد در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

دهخدا زیپ گرمکن‌اش را بالا کشید و گفت: «جان هر کسی که دوست دارین این بار درست یارکشی کنید تا بتونید کمی ورزش کنید» روحانی سینه ستبر کرد و گفت: «اگر من باز هم سرگروه شوم فلک را سقف بگشایم و طرحی جدید در اندازم» دهخدا ابرو در هم کشید و گفت: «به جای جدید بگو نو» روحانی گفت: «اگر من سرگروه شوم خونی جدید در رگ‌های تیمم به جریان خواهم انداخت» دهخدا پوف کرد و گفت: «اینجا به جای جدید بگو تازه»

روحانی گفت: «ما این بار با تاکتیک‌هایی جدید بازی خواهیم کرد» دهخدا نوک بینی‌اش را خاراند و گفت: «اینجا به جای جدید بهتره از نوین بهره ببری» جدیدی سرش خاراند و گفت: «یعنی فامیلی ما این‌قدر لایه‌ها و صیغه‌های مختلف داره و خودمون خبر نداشتیم؟» چمران بر آشفت و گفت: «باز جدیدی بحث صیغه رو کشید وسط» عارف گفت: 

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز،
برچسب ها: طنز؛ «جدید» یا «تازه» و «نوین»؟، طنز، ضمیمه طنز روزنامه قانون، ضمیمه طنز، روزنامه قانون، دهخدا، روحانی،
[ شنبه 21 مرداد 1396 ] [ 04:22 ب.ظ ] [ بهمن جلیلی ]

 طنز؛ «انتقال» یا «رسیدن»؟

 

حسن غلامعلی‌فرد در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

دهخدا درب کلاس را باز کرد و نگاهش به نیمکت‌های خالی افتاد. نخست نگاهی به ساعتش انداخت، عقربه‌ها هشت صبح را نشان می‌دادند. سپس روزشمار جیبی‌اش را درآورد و نگاهش کرد، شنبه‌ بود و پاییز، خبری از تعطیلی رسمی هم نبود. آرام آرام سوی میزش رفت و روی صندلی زپرتی‌اش نشست. صدای قیژ قیژ چوب‌های موریانه‌زده‌ صندلی همچون مگس خودش را به دیوارهای کلاس کوبید و پژواکش گوش دهخدا را آزرد. دهخدا نگاهی غمبار به نویسنده‌ای خیالی انداخت و گفت: «داداش شیش و هشتش کن» پس نویسنده خیالی دود سیگارش را سوی مگس‌ از صدا بر آمده فوت کرد، مگس‌ روی زمین افتاد و دو پایش رو به بالا بود و راهش از نویسنده کج بود و... دهخدا پوف کرد و گفت: «وا بده پسرم!» پس نویسنده خیالی بشکنی زد و ناگهان شاگردها در کلاس پیدا شدند.
 
نویسنده چوب جادویش را در جیب گذاشت، عینک گردش را جابه‌جا کرد، سپس دود شد و رفت هوا. حدادعادل با کلافگی گفت: 

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز،
برچسب ها: طنز؛ «انتقال» یا «رسیدن»؟، طنز، «انتقال» یا «رسیدن»؟، ضمیمه طنز روزنامه قانون، دهخدا، چوب جادوی، فصل نقل و انتقالات،
[ شنبه 14 مرداد 1396 ] [ 03:33 ب.ظ ] [ بهمن جلیلی ]

 طنز؛ «پلکیدن»

 

حسن غلامعلی‌فرد در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

هنگامی که دهخدا در کلاس را باز کرد از شگفتی دهانش باز ماند. همه شاگردها روی زمین نشسته بودند و خبری از میزها و نیمکت‌ها نبود. دهخدا دهانش را به سختی بست و پرسید: «میزها و نیمکت‌ها کجان؟» احمدی‌نژاد با خنده گفت: «میز و نیمکت می‌خوایم چکار؟ ما باید خاکی بودن رو از حالا یاد بگیریم» این را گفت و به بقایی چشمک زد. بقایی بدون اینکه حرفی بزند کف کلاس غلتید. دهخدا با شگفتی پرسید: «این چرا اینجوری میکنه؟» مشایی با افتخار گفت: «بقایی داره خودش‌رو توی خاک می‌پلکونه» دهخدا رو تُرش کرد و گفت: «پلکیدن به معنی افتان و خیزان رفتن است و نشان از کمبود نیروی بدنی دارد، نه غلتیدن.

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز،
برچسب ها: طنز؛ «پلکیدن»، طنز، «پلکیدن»، ضمیمه طنز روزنامه قانون، دهخدا، احمدی‌نژاد آه کشید و گفت:، به ما پاک‌دست‌ها این وصله‌ها نمی‌چسبه،
[ چهارشنبه 11 مرداد 1396 ] [ 05:10 ب.ظ ] [ بهمن جلیلی ]

 طنز؛ «استقبال» یا «پیشواز»؟

 

حسن غلامعلی‌فرد در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

دهخدا در حال نوشتن روی تخته‌سیاه بود که فهمید چند نفر پشت سرش ایستاده بودند. هنگامی که برگشت احمدی‌نژاد و مشایی را دید که با چند گلدان شمعدانی که با طناب به هم پیوند زده بودند پشت دهخدا و نزدیکِ در ایستاده بودند. دهخدا گردِ گچ را از سر آستین کتش تکاند و گفت: «برای چی بی‌اجازه اومدین پای تخته؟» مشایی با غرور گفت: «ما سر خودیم» احمدی‌نژاد از این سخن مشایی نیرو گرفت و گفت: «اجازه ما دست خودمونه» دهخدا نفسی عمیق کشید و گفت: «چرا اومدین پای تخته؟» احمدی‌نژاد گفت: «آی یارُم میاد، دلدارُم میاد» مشایی با دلی شکسته به احمدی‌نژاد نگاه کرد، احمدی‌نژاد به مشایی چشمک زد و گفت: «کلاغ دم سیاه قار قارو سر کن، مسافرم میاد شهرو..‌‌.» دهخدا با کلافگی حرف احمدی‌نژاد را برید و گفت: «بسه دیگه.

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز،
برچسب ها: طنز؛ «استقبال» یا «پیشواز»؟، طنز، «استقبال» یا «پیشواز»؟، دهخدا، ما سر خودیم، آی یارُم میاد، دلدارُم میاد،
[ دوشنبه 9 مرداد 1396 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ بهمن جلیلی ]

 طنز؛ «راجب» غلط است

 

حسن غلامعلی‌فرد در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

دهخدا در کلاس را باز کرد و دید داوری ایستاده بود پای تخته و روی آن نوشته بود: «راجب بقایی چه می‌دانیم؟» دهخدا اخم کرد و گفت: «شما چرا بی‌اجازه اومدی پای تخته؟» رائفی‌پور پوزخند زد و گفت: «شما همین حالا اومدی، از کی باید اجازه می‌گرفت؟» عباسی با صدای بلند گفت: «دهخدا تمامیت‌خواهه» ازغدی با اخم گفت: «یک روزی گندش درمیاد که دهخدا وابسته به سرویس‌های جاسوسی غربیه» روازاده با خنده گفت: 

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز،
برچسب ها: طنز؛ «راجب» غلط است، طنز، «راجب» غلط است، دهخدا، راجب بقایی چه می‌دانیم؟، سرویس‌های جاسوسی، جاسوسی،
[ شنبه 31 تیر 1396 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ بهمن جلیلی ]

طنز؛ «ترکیب» یا «آمیختن»؟ 


حسن غلامعلی‌فرد در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

دهخدا کتابش را باز کرد و پرسید: «آب از آمیختن دو عنصر هیدروژن و اکسیژن پدید می‌آید». حدادعادل پوزخند زد و گفت: «سرانجام دهخدا هم دچار لغزش ادبی شد!». دهخدا ابرو در هم کشید و پرسید: «من کجا لغزیدم؟» حدادعادل بادی در غبغب انداخت و پاسخ داد: «باید به جای واژه‌ زشتِ آمیختن از واژه‌ ترکیب استفاده کنید!» دهخدا اخم کرد و گفت: «بایدی در کار نیست. آمیختن واژه‌ای پارسیه و بهره بردن از این واژه در درس علوم بسیار هم خوبه». شریعتمداری نیشخند زد و گفت:

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز،
برچسب ها: طنز؛ «ترکیب» یا «آمیختن»؟، طنز، دهخدا، هیدروژن و اکسیژن، گازانبر، گازانبری، لوله،
[ دوشنبه 26 تیر 1396 ] [ 04:15 ب.ظ ] [ بهمن جلیلی ]

 طنز؛ «متفاوت از» یا «متفاوت با»؟

 

حسن غلامعلی‌فرد در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

دهخدا پرسید: «دو دو تا چندتا میشه؟» جلیلی کمی فکر کرد و پرسید: «دو دو تای معمولی یا دو دو تای در سایه؟» دهخدا چشم نازک کرد و پرسید: «ببخشید، چی گفتین؟» رییسی گفت: «منظور جلیلی اینه که دو دو تای معمولی یا دو دو تای در سایه؟» دهخدا لب و لوچه‌اش آویزان شد و گفت: «این‌رو که خودمم فهمیدم. دو دو تای در سایه با دو دو تای معمولی مگه توفیر داره؟»

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز،
برچسب ها: طنز؛ «متفاوت از» یا «متفاوت با»؟، طنز، «متفاوت از» یا «متفاوت با»؟، دهخدا، خوراک بیلبوردِ پلِ توانیره، تجارت، اسنپ،
[ چهارشنبه 21 تیر 1396 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ بهمن جلیلی ]

 طنز؛ «پیشنهادات» یا «پیشنهادها»؟

 

حسن غلامعلی‌فرد در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

دهخدا روی تخته نوشت: «جایگاه طنز در فرهنگ پارسی» سپس رو کرد به شاگردها و پرسید: «کی می‌دونه معنی طنز چیه؟» شریعتمداری گفت: «طنز اگر از تریبون ما باشد یعنی شوخی، اما اگر از تریبون مخالفانِ ما باشد یعنی توهین و تخریب!» دهخدا اخم کرد و گفت: «بنا بر این از نگاه شما طنز امری سلیقه‌ایست؟» مطهری پوزخند زد و گفت: 

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز،
برچسب ها: طنز؛ «پیشنهادات» یا «پیشنهادها»؟، طنز، «پیشنهادات» یا «پیشنهادها»؟، دهخدا، جایگاه طنز در فرهنگ پارسی، کی می‌دونه معنی طنز چیه؟، معنی طنز چیه؟،
[ دوشنبه 19 تیر 1396 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ بهمن جلیلی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

چرخ گردون
چه بخندد چه نخندد تو بخند

مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند

غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم

گر دلت از ستم وغصه برنجدتوبخند
آمار سایت
بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
كل مطالب :
آخرین بروز رسانی :