تبلیغات
کفسابی به زیر گذر طنز خوش آمدید... bia2tanz6.mihanblog.com ........bia2tanz6، تیتر طنز، مطالب طنز، کاریکاتور، شعر طنز، فیلم کمدی، آهنگ و موزیک ویدیو، ، .................................... bia2tanz6.mihanblog.com....به زیر گذر طنز خوش آمدید زیـــر گـــــــذر طـــنز

زیـــر گـــــــذر طـــنز
لــــــــــبخندانـــــــــــه 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
نمره شما به زیر گذر طنز؟







 طنز؛ راز فال حافظ

 

سعیده حسنی در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

بچه که بودم تصورم از سعدی یه پیرمرد غرغرو بود که تا می‌دیدت می‌گفت بیا بشین نصیحتت کنم. بعدم رو حساب موی سفیدش که می‌نشستی، شروع می‌کرد نصیحتِ توأم با غُر، که خاک بر سرت، «بشتاب که عمر در شتاب است» اون وقت تو نشستی داری باب اسفنجی نگاه می‌کنی، بدبخت، انگل، برو مشقات رو بنویس! برای همین از همون بچگی به حافظ روی آوردم و با اشعار عرفانی‌ای چون «زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و باقی مسائل» زندگی رو می‌گذروندم. هر چند بعدش دیدم حافظ هم دست کمی از سعدی نداره و اونم گاهی غرِ ریز میزنه و میگه «عمر عزیز رفت...» و استرس میندازه به جون آدم و احساس لوزری رو در ما تقویت می‌کنه. دیگه از اون به بعد بود که نگاهم رو به حافظ تغییر دادم و نگاهی کاملا ابزاری بهش داشتم. مثلا سالی که داشتم برای کنکور می‌خوندم هر شب می‌رفتم سراغ حافظ و به جون شاخه‌نباتش قسمش می‌دادم و می‌گفتم بگو رتبه کنکور من چند میشه و در جوابش می‌اومد «بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است»، من این رو اون موقع نفهمیدم ولی بعدا تو دانشگاه زندگی‌اش کردم.
اون موقع ما پیش خودمون می‌گفتیم حافظ چرا رد دادی و دوباره فال می‌گرفتیم و میومد: «در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست» که خب بعدش ریزریز می‌خندیدیم و می‌رفتیم تست دیفرانسیل می‌زدیم. بی‌شك حافظ شب‌های سختی رو با ما گذرونده تو اون مدت؛ چون گاهی انقدر تفال می‌زدیم تا بالاخره بیاد «زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد» تا با خیال آسوده بریم و به درس نخوندن‌مون ادامه بدیم. آخه ما فلسفه زندگی‌مون رو هم از همین آقای حافظ گرفته بودیم که می‌گفت «دولت آن است که بی‌خون دل آید به کنار» وگرنه اگه قرار باشه با صرف کلی هزینه و تلاش و درس خوندن دانشگاه قبول بشیم که فایده نداره و دیگه اون دولت نیست، دولت باید مثل آقای روحانی همین‌طور با وعده‌های قشنگ‌قشنگ پیش بره، اصلا هم نیازی نیست که جامه عمل به تن چیزی کنیم.

بزرگ‌تر که شدم فهمیدم اشتباه کردم. نه در مورد فلسفه زندگی‌ام؛ در مورد سعدی.

خلاصه می‌خواستم بگم آقای سعدی اگه داری این‌ها رو می‌خونی من در موردت اشتباه کردم. متاسفانه شعرهای خوبی ازت تو کتابای درسی نبود. واِلا اگه ما می‌دونستیم این بیت مال شماست اصلا برای کنکورمون فال حافظ نمی‌گرفتیم: «...کو باشد و من باشم و اغیار نباشد». من باشم، گوشی‌ام باشه، نت خوب باشه، چیپس و ماست باشه خانواده هم رفته باشه مسافرت... تو چقدر فراتر از زمانت بودی مرد. اصلا چند تا واژه ساده همین‌جوری رو میذاری تنگ هم آدم کیف میکنه... «ای یار کجایی که فلان...»

واقعا کجایی چهار ساعته آن نشدی، بزنم بلاکت کنم اصلا...

و در نهایت اینکه حافظ جان احترام شما واجب روز بزرگداشتت هم مبارک. ولی انصافا آقای سعدی یه چیز دیگه است.



طبقه بندی: مطالب طنز،
برچسب ها: طنز؛ راز فال حافظ، طنز، راز فال حافظ، راز، فال، فال حافظ، ضمیمه طنز روزنامه قانون،
[ شنبه 22 مهر 1396 ] [ 05:24 ب.ظ ] [ بهمن جلیلی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

چرخ گردون
چه بخندد چه نخندد تو بخند

مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند

غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم

گر دلت از ستم وغصه برنجدتوبخند
آمار سایت
بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
كل مطالب :
آخرین بروز رسانی :